الان چه حسی داری؟؟ احساسات روزانه رو بیان کنید
دوستان لطفا روزی یکبار از حسشون بگن.. ممنون

الان چه حسی داری؟؟ احساسات روزانه رو بیان کنید
دوستان لطفا روزی یکبار از حسشون بگن.. ممنون
هنوزم شهر من زیباست
ولی مثل من افسردست
هنوزم بوی خون میده
هنوزم مهجور و سرخوردست
هنوزم بوی خون میده
هنوز بوی جنون میده
با سرخیش راه دریا رو
به ماهی ها نشون میده
هنوزم روی دیواراش
نشون گوله ها پیداست
هنوز تو کوچه هاش عطر
تن فرمانده جان آراست
هنوز آواز میخونن تموم مردای بندر
واسه زخم های بی مرحم
برای نخل های بی سر

سردمه![]()
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد
چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد
پر و بال ما شکستند و در قفس ببستند
چه رها چه بسته مرغی که پرش شکسته باشد

حس خستگی![]()
هنوزم شهر من زیباست
ولی مثل من افسردست
هنوزم بوی خون میده
هنوزم مهجور و سرخوردست
هنوزم بوی خون میده
هنوز بوی جنون میده
با سرخیش راه دریا رو
به ماهی ها نشون میده
هنوزم روی دیواراش
نشون گوله ها پیداست
هنوز تو کوچه هاش عطر
تن فرمانده جان آراست
هنوز آواز میخونن تموم مردای بندر
واسه زخم های بی مرحم
برای نخل های بی سر

خیلی خوشحالم که دوباره دور هم جمع شدیم

منم همینطور![]()
هنوزم شهر من زیباست
ولی مثل من افسردست
هنوزم بوی خون میده
هنوزم مهجور و سرخوردست
هنوزم بوی خون میده
هنوز بوی جنون میده
با سرخیش راه دریا رو
به ماهی ها نشون میده
هنوزم روی دیواراش
نشون گوله ها پیداست
هنوز تو کوچه هاش عطر
تن فرمانده جان آراست
هنوز آواز میخونن تموم مردای بندر
واسه زخم های بی مرحم
برای نخل های بی سر

متقابلاً من هم از این که یه جایی هست که باز هم با هم باشیم خوشحالم
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد
چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد
پر و بال ما شکستند و در قفس ببستند
چه رها چه بسته مرغی که پرش شکسته باشد

من الان سردمه دارم میمیرم برف داره میاد
هنوزم شهر من زیباست
ولی مثل من افسردست
هنوزم بوی خون میده
هنوزم مهجور و سرخوردست
هنوزم بوی خون میده
هنوز بوی جنون میده
با سرخیش راه دریا رو
به ماهی ها نشون میده
هنوزم روی دیواراش
نشون گوله ها پیداست
هنوز تو کوچه هاش عطر
تن فرمانده جان آراست
هنوز آواز میخونن تموم مردای بندر
واسه زخم های بی مرحم
برای نخل های بی سر

خستمه خیلی![]()
هنوزم شهر من زیباست
ولی مثل من افسردست
هنوزم بوی خون میده
هنوزم مهجور و سرخوردست
هنوزم بوی خون میده
هنوز بوی جنون میده
با سرخیش راه دریا رو
به ماهی ها نشون میده
هنوزم روی دیواراش
نشون گوله ها پیداست
هنوز تو کوچه هاش عطر
تن فرمانده جان آراست
هنوز آواز میخونن تموم مردای بندر
واسه زخم های بی مرحم
برای نخل های بی سر

همین الان ( 7:00 ) رسیدم سر کار
یخ زدم
اینجا خیلی برف اومده
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد
چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد
پر و بال ما شکستند و در قفس ببستند
چه رها چه بسته مرغی که پرش شکسته باشد

امروز خوشحالم خیلی اینجا هوا سرده کاش این حسم هیچ وقت از بین نره![]()
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست، آنقدر سیر بخند تا غمت از رو رود
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
کاربران خواننده این موضوع : 33فعالیت :(نمایش - خوانندگان)
Bookmarks