الان چه حسی داری؟؟ احساسات روزانه رو بیان کنید
دوستان لطفا روزی یکبار از حسشون بگن.. ممنون

الان چه حسی داری؟؟ احساسات روزانه رو بیان کنید
دوستان لطفا روزی یکبار از حسشون بگن.. ممنون
هنوزم شهر من زیباست
ولی مثل من افسردست
هنوزم بوی خون میده
هنوزم مهجور و سرخوردست
هنوزم بوی خون میده
هنوز بوی جنون میده
با سرخیش راه دریا رو
به ماهی ها نشون میده
هنوزم روی دیواراش
نشون گوله ها پیداست
هنوز تو کوچه هاش عطر
تن فرمانده جان آراست
هنوز آواز میخونن تموم مردای بندر
واسه زخم های بی مرحم
برای نخل های بی سر

یکم حس نگرانی چون ممکنه امتحان میان ترم داشته باشم امروز....
حس تنهایی که همیشه باهامه که بهم نیرو میده...
و سرما ای که چند دقیقه بعد باید بدنم رو لمس کنه (باید برمنون بگیرم ) ^_^

من امروز از یکتاهم خوشحال ترم چون بعد یه هفته بارون و برف شدید دیشب امروز آفتاب که.. wow![]()
هنوزم شهر من زیباست
ولی مثل من افسردست
هنوزم بوی خون میده
هنوزم مهجور و سرخوردست
هنوزم بوی خون میده
هنوز بوی جنون میده
با سرخیش راه دریا رو
به ماهی ها نشون میده
هنوزم روی دیواراش
نشون گوله ها پیداست
هنوز تو کوچه هاش عطر
تن فرمانده جان آراست
هنوز آواز میخونن تموم مردای بندر
واسه زخم های بی مرحم
برای نخل های بی سر

خوشحالم از این جمع خوش وصمیمانه![]()

بی حوصله و خسته ام ولی نمیگم تا رو کسی اثر نذاره
کاش میشد سرنوشت را از سر نوشت . . .

چرا نمیگی ؟ اخمو![]()

خوشحالم از اینکه باز یه جمع صمیمی و به خصوص قدیمی کنار هم هستیم![]()

خوشحالم که دوستان خوبی مثل شما دارم
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد
چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد
پر و بال ما شکستند و در قفس ببستند
چه رها چه بسته مرغی که پرش شکسته باشد

خیلی شدید خوشحالم بعد از 2 روز جون کندن تونستم هارد کامپیوترمو درست کنم و الان سیستمم سالمه:d
هنوزم شهر من زیباست
ولی مثل من افسردست
هنوزم بوی خون میده
هنوزم مهجور و سرخوردست
هنوزم بوی خون میده
هنوز بوی جنون میده
با سرخیش راه دریا رو
به ماهی ها نشون میده
هنوزم روی دیواراش
نشون گوله ها پیداست
هنوز تو کوچه هاش عطر
تن فرمانده جان آراست
هنوز آواز میخونن تموم مردای بندر
واسه زخم های بی مرحم
برای نخل های بی سر

مثل همیشه یه صبح پر دردسر که با جنگ و دعواست شروع شد....
بعضی وقتا دعا میکنم کر بشم... چون دیگه از چرت پرتای دیگران خستمه...
یکم سرده...
حوصله هم ندارم برا همین کلاسارو پیچوندم ^_^
خداوندا...
اگه قدرت داشتم..دنیات رو نابود میکردم..
تا دیگه کسی تنها نباشه میانه جمعیت...
کسی گریه نکنه روزه عید..
و کسی در حقش ظلم نشه..
از دنیا و آدمات بدم میاد...
کاشکی میتونستم نابودش کنم

دلتنگم
مثل همیشه
کاش میشد سرنوشت را از سر نوشت . . .
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
کاربران خواننده این موضوع : 33فعالیت :(نمایش - خوانندگان)
Bookmarks