یادش بخیر
صبح های زود .....
یادش بخیر حرفهای قشنگ
یادش بخیر ....
همه چی منویاد تو میاره
حتی تنهایی
داشتم از روی جوی آب میپریدم
یاد تو افتادم
گرسنگی
افطار
آهنگ
پرنده
آبی
ماشین
رنگ نوک مدادی
فصل بهار
حتی پائیز دوست
با حس عجيبي با، حال قريبي دلم تنگته
پر ازعشق و عادت، بدون حسادت دلم تنگته
گله بي گلايه، بدون كنايه دلم تنگته
پر از فكر رنگي ،يه جور قشنگي دلم تنگته
تو جايي كه هيچكي واسه هيچكي نيست و همه دل پريشون
دلم تنگه تنگه واسه خاطراتت كه كهنه نميشن
دلم تنگه تنگه براي
فریاد دلتنگی شده تنها صدای حنجره
وقتی زمستان میشود در بسته و هم پنجره
در پشت بغضی آتشین انگار خلوت کرده ام
اینگونه با تنهایی ام یک عمر عادت کرده ام
رفتی و جای خالی ات با هیچ بغضی پر نشد
بعد از تو دل در بیکسی با خویش هم دمخور نشد
رفتی و داغ اشک من
اینجا تمام پنجره ها بسته است
نکند هوای سرد زمستان دلی
بهار شادیه لبخندی را بسوزاند
اینجا
دلی تنهاست
در هیزم اشک میسوزد
و مانند کوره هر چه تلخی را ذوب میکند
نا تمام و خسته
در این انزوای همیشگی
دستی آرام
بر سایه های
پر از شعرم
و من پر از گريه
پر از بغض فرو خورده
بر شانه هاي زخمي زمين
و دلي تا نيمه راه مرده
نعش زندگي را ببين
سرد و ساگت اما بي هراس
بر تاوان عشق مينگرد
و دستهاي نداشته اش را بر زخمهاي دل مي کشد
و لبخندش به تلخيه سرنوشت با خاکيه